[1387.11.2]
فاطمه رجبی – اجازه بازدید انحصاری به هاشمی از باغهای فدك، افتخاری بود كه وی بر آن بسیار تأكید كرد. این همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمی و وهابیت حاكم بر سعودی تنگاتنگتر از آن است كه تصور شود. آیا نباید انتظار داشت در شرایط حمایت ملك عبدالله از جنایتهای اسرائیل در غزه، هاشمی نامهای به او بنویسد،… و این بار درخواستی برای توقف جنایات غزه بنماید؟
1. غزه در خون است و یهود ددمنش به كشتار امت اسلام مشغول. این یك نسلكشی تمام عیار است كه گفتوگوی تمدنهای خاتمی در پی یافتن جایی در آن تلاش دارد. فجایع غزه ترجمان حقیقی تمدن غرب است. همان تمدن، پیشرفت و ترقی، علم و فناوری، دموكراسی و حقوق بشر و همه چیزهایی كه محمد خاتمی برای گرفتن یك مدرك دروغین از آن به تعظیم در برابر كفر افتخار میكند. گفته وزیر خارجه جنایتكار اسرائیل كه فجایع غزه را نماد آزادیخواهی اسرائیل وصف میكند، پیام تمدنی غرب و آزادی و مبارزه با افراطیگری یا همان مسلمانی مورد تایید و اجرای اصلاحطلبان را به جهان اعلام میكند.
2. غزه چه وقت رهایی خواهد یافت؟ آنگاه كه هلوكاست افشا شود و یا در صورت اجبار پذیرش جنایت تمدنی غرب در ایجاد اسرائیل با هلوكاست دروغین، این دولت حیوانصفت یهود، در گوشهای از امریكا یا اروپا تاسیس گردد. و شر این غده سرطانی از سر اسلام و مسلمین كوتاه! به طور خلاصه طرح احمدینژاد پیرامون اسرائیل و هلوكاست دروغین و جنایتكارانه به اجرا درآید.
3. غزه در خون است. هاشمی رفسنجانی كجاست؟ میدانم مسایل انتخابات دهم و شكست احمدینژاد كه با ورود به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت، حصار آهنین «همیشه در قدرتها» را شكسته، یك امر حتمی و وقتگیر و البته نفسگیر است. از خبرهای منتشره در مطبوعات و سایتها میشود فهمید هاشمی رفسنجانی برای یافتن «مهره» در تب و تاب است. ناطق نوری یا محمد خاتمی، حسن روحانی یا لاریجانی، محسن رضایی یا محمد هاشمی، میرحسین موسوی یا قالیباف، ولایتی یا پورمحمدی و یا فرد دیگری كه هنوز در آستین است. این درست. اما مگر به گفته «مسیح مهاجری» هاشمی «چهره بینظیر در دیپلماسی بینالملل» نیست؟ و مگر او «مصداق سابقون قرآن كریم» نیست؟ و مگر بنا به قبول شخص هاشمی، وی «چهره بیمانند در جهان معاصر» نیست؟ و مگر وی در چهار سال گذشته بیجهت و با جهت، بیمسؤولیت و با مسؤولیت، پنهان و آشكار در همه امور مداخله نكرده و نمیكند؟ حال سؤال اینجاست «سكوت پرمسأله او در مورد غزه» به چه علت استمرار دارد؟
الف. هاشمی مشتاق مطرح شدن با هر بهانه است. آن هم به صورت چهره بیمانند داخلی و خارجی. فجایع غزه نه پنهان است و نه كوچك. یك جهان آدمی برای آن به ضجه و اعتراض آمده است. چرا از سوی هاشمی نه نامهای نوشته میشود و نه مصاحبه یا سخنرانی شنیده؟! آیا غزه اهمیتی كمتر از دفاع از بنگاه سیاسیمالی دانشگاه آزاد دارد؟
ب. هاشمی با حاكمان وهابی سعودی، رابطهای بسیار نزدیك دارد. سفرهای دوگانه در چهارسال گذشته، هاشمی و پسران، هاشمی و مدیران، هاشمی و…؟ را میهمان 100 نفره این خاندان كرد. افشای ورود پنهانی شاهزاده بندربنسلطان به ایران و ملاقات مخفی او با هاشمی مسایلی را پیرامون سیاستهای هستهای احمدینژاد مطرح نمود. اجازه بازدید انحصاری به هاشمی از باغهای فدك، افتخاری بود كه هاشمی بر آن بسیار تأكید كرد. این همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمی و وهابیت حاكم بر سعودی تنگاتنگتر از آن است كه تصور شود. آیا نباید انتظار داشت در شرایط حمایت ملك عبدالله از جنایتهای اسرائیل در غزه، هاشمی نامهای به او بنویسد، یا یكی از پسرها و یا دخترهایش را به عنوان سفیر نزد او بفرستد، یا محسن رضایی – یار همیشه در سفر خود را – میهان امیرعبدالله كند، و یا بار دیگر با 100 نفر همراه نزد او رفته، این بار درخواستی برای توقف جنایات غزه بنماید؟
گوشهای از پیكر امت اسلام در غزه در چنگال خونآشام اسرائیل با حمایت همهجانبه سلطه غرب فرو رفته و هاشمی همچنان در سكوت، آیا او فریاد پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را نمیشنود كه هر مسلمانی كه شب را صبح كند و فریاد استمداد مسلمانی را بشنود و به امداد او نشتابد…